سفیر سکوت

آخرین مطالب

نگاهی گذرا به سفر امسال

سه شنبه, ۵ فروردين ۱۳۹۳، ۱۲:۳۷ ق.ظ

یا مــــــــــــــــــــعـــــــــــــــــــز


نیومده دل من تنگه برای مشهد

...................................................................................................

صدای دل

آمدن ما هم داستانی شده بود برای خودمان

باز هم سوار شدن به اتوبوس های.....واذیت کردن بچه ها وباز هم شب بیداری وخیره شدن به جاده ها وخط ممتد ودنبال کردن تابلوهای چند کیلومتر تا مشهدوباز هم همان پل ونگاه های دوخته شده ی بچه ها

خودمانیم با وجود این ساختمان های بلند کمتر کسی شمارا میبینداما هر سال چشم ها دوخته میشود شاید ثانیه ای زود تر شما را ببینیم وباز هم ترمینال ومشقت وسختی سوار شدن به اتوبوس دیگر، برای رفتن به حسینیه .وباز هم خیابان امام رضاو دیدن گنبد زردو به قول بچه ها کپلت اشک ها را سرا زیر میکرد.

این بار کسی را که بار اولش بود کنار خود نشاندم باشد که شاید به حرمت او نگاه ویژه تری به من کنی

وباز رسیدن به حسینیه وحمام های شلوغ واب های سرد..............

اما این بار اتوبوس ما گل کاشته بودزود تر از باز شدن حسینه ها به آنجا رسیدیم بعد از کلی خنده ومسخره بازی بلاخره وارد محل اسکان خود شدیم

نمیدانم شاید تقدیر این بود که برای چند روز اول لباس نداشته باشیم واز گرما تلف شویم اما دم اخری همان هوا خوب از خجالتمان درآمد تا جای که نزدیک بود سرما بخوریم.

به قول بچه ها بستنی فقط در هوای سرد مشهد میچسبد ان هم با قر فراوان.

زیارت اول که فقط دنبال رواق جدید بودم *دارالمرحمه*انگار قسمت نبود چند روز اول جای بجز صحن انقلاب وصحن جامعه رضوی وشب ها دار الهدایه وبه قول بچه ها شهر بازی باشیم.

گاهی دلم برای همان شهر بازی هم تنگ میشود برای خنده ها واذیت های بچه ها .....

انگار نمیشد بچه ها را قال گذاشت وخصوصی صحبتی کرد....

آن نمازی را دوست دارم که موقعه قنوت گنبد کف دستانم بود ....

انگار آقای راشدی یزدی هم به این فکر نمیکرد که شاید کسی خوابش بیاید

راستی خوابیدن گوشه حرم هم مثل خوابیدن سر کلاس است گاهی یکی تورا بیدار میکند

ویاد نماز های ظهری بخیر که بایدبعد ازآن زود حسینیه می بودیم.

به یاد این جمله که خیلی ها از من ناراحت  شدن*باز هم بدون روسری؟*

اما نمیدانم چرا همه موها درون غذای خودم پیدا میشد وتوقع داشتن ادم پیتزا نخورد با این که مرفع بی درد خوانده شدم وپیتزا خوردنم توسط عامل نفوذی لو رفت وهمین فردا پس فرداست که کف تالار باشم اما چه حالی داد جایتان سبز. فقط گفته باشم که کسی نمیدادند سیب زمینی باسس فراوان هم خوردیم.

گاهی این ها راباید گفت که روی نفستان کار کنید وبدون مااشترو دل وبستنی با قر فراوان نخورید.

اما این را بگم همان دو روزی که بدون من حال کردید ما هم روبروی گنبد حال میکردیم ان هم تنها

واین رابگویم که وقتی گم میشدم تنها از طبقه دوم اگاهی حرم به گنبد خیره میشدم دیگر این چند روز اخر همه انجا مرا میشناختن وسلام وعلیک میکردیم وبا لبخند های که از صد تا فحش بدتر بودازکنارم عبور میکردند

وبماند که چه جای دنجی بود.

صفای بیشتر را دارالمرحمه به من داد با این که میخ کوب درو دیوارش بودم اما به این فکر میکردم خدای چه پله برقی های بلندی دارد باید شهر بازیمان را عوض کنیم .

بمان که چه داستان های با بار اولی های تدارکات داشتیم.

اما حسابی خندیدم یادم باشد پیشنهاد بدهم هر سال یک بار اولی داشته باشیم برای تنوع لازم است.

روز اخر بااین که خیلی دور به حسینیه رسیدم اما خبری از رفتن نبود اما چه خوابی رفتم خلاصه نفهمیدم که کی ساعت یک شد وبیدارمان کردند اما قند در دلمان آبشده بود که جاده ها بسته است

وباز هم حرکت به سمت شیراز وسوار شدن به اتوبوس ها ....

اما این بار دلی برای نگاه کردن به جاده،تابلو و خط ممتد نداشتم حتی دلی برای کف اتوبوس خوابیدن.

دلم برای بغض بچه ها وصدای گریه انها موقعه خواندن این شعر تنگ شده *نیومده دل من تنگه برای مشهد*

روی پله های سرد اتوبوس تا صبح سر کردم.............

تا به خودمان آمدیم دیدم که نزدیک شیرازیم وهنوز به ما بستنی ندادن خلاصه رابط مادر رو درواسی شدیدی قرار گرفت واول همت جنوبی بستنی خرید میترسم بگویم گیر من دوتا اومد شاید شورشی چیزی اتفاق بیفته.

اما خوردن بستنی زورکی همیشه سرما خوردگی از مشهد اومدن رو خوب میکنه این طور نیست؟

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۳/۰۱/۰۵
سفیر سکوت

نظرات  (۹)

۱۷ فروردين ۹۳ ، ۱۳:۱۴ وخدایی که دراین نزدیکیست ..!
سلام
فک کنم یکم دیر شد ولی زیارت قبول..

آن نمازی را دوستدارم که موقعِ قنو گنبد کفف دستانم بود...
دلم یه نماز اونجوری میخواد...
:(

جالب نوشته بودید :)
سلام.
خوش به حالتون...
یا امام رضا ما رو هم لایق دعوت بدون...
یا زهرا
خیلی نامردی بدون من رفتی آگاهی؟؟؟
برو برو دیگه با من حرف نزن !
زیبا بود ...یا حق
سلام.
ممنون که سر زدید.
یا زهرا
سلام.
به لطف خداوند و حضرت زهرا با شعری در مورد حضرت زهرا به روزیم.
منتظر شما و نظر های زیباتون.
تشریف بیارید
یا علی مدد
التماس دعای فراوان
یا حضرت مادر
سلام.
سال جدیدتون فاطمی...
ببخشید دیر خدمت رسیدیم.
با مطلبی به روزیم...
منتظر شما و نظراتتون...
التماس دعای فراوان...
یا علی مدد
سلام
امیدوارم که امسال بهترین ها را  آقا به شما و سایر زئران این حرم زیبا و آرامش بخش نصیبتانمن نماید.
زیارت قبول
۰۵ فروردين ۹۳ ، ۱۱:۱۹ تاسیساتی"کربلا"
بله پیتزا میخوری توقع داری چیزی نگم اونم تنهایی آخه تا چه قدر نامردی پیتزای بدون من اصلا خدایی پسبید بهت؟؟؟!!!
من که روز اول اعلام کردم من اهل روسری پوشیدن نیستم فقط موقع توزیع غذا اونم به زور میپوشیدم ولی صفایی داشتا...
تدارکات بار اولی میخواد بیاره بی زحمت بندازتش تو گاز گرفتگی تا نفسش حال بیاد...واین که بار اولی های امسال عالی بودن مخصوصا صدای بارون...
بنده خدا نزدیک بود با سر بره ....خخخخخ
بستنی هم کوفتت بشه میدونستم 2 تا خوردی حالت میگرفتم ...
یاد سینه زنی ها بخیر تو آشپزخونه تو اتوبوس....

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">